السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
187
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
مىخواهم قلبم مطمئن شود كه اين فرد ستمگر مرا نخواهد كشت . از مفضّل بن عمر از امام صادق ( ع ) روايت شده كه مىگويد : من از امام صادق ( ع ) در بارهء اين آيه : وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ [ 1 ] سؤال كردم تا بدانم آن كلمات چه بوده است . آن حضرت فرمود : اين كلمات ، همان كلماتى بود كه آدم ( ع ) بوسيلهء تعليم آنها از پروردگار توانست به درگاه الهى توبه كند و عرضه داشت : پروردگارا از تو مىخواهم به حقّ محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين كه مرا بيامرزى و توبهام را بپذيرى و خداوند هم به احترام آن بزرگواران توبه او را پذيرفت ، پرسيدم : پس منظور از ( اتمهنّ ) در ادامهء آيه چيست ؟ فرمود : يعنى ابراهيم آن كلمات متبرّك را تا آخرين آنها يعنى حجّة بن الحسن قائم ( ع ) بر شمرد و نام دوازده امام را بيان كرد . گفتم : اى پسر رسول خدا ( ص ) مرا از اين آيه با خبر كن كه خداوند مىفرمايد : وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً فِي عَقِبِهِ [ 2 ] فرمود : منظور از آن امر امامت است كه خداوند آن را تا روز قيامت در ذرّيهء حسين ( ع ) و در عقب او قرار داده است . ( معانى الاخبار ) با استناد به پيامبر ( ص ) مىنويسد كه آن حضرت فرمود : خداوند بر ابراهيم بيست صحيفه نازل فرمود : پرسيدند : محتواى صحف ابراهيم چه بود ؟ فرمود : بيشتر آنها ذكر امثال و مواعظ بود ، من جمله خطاب به نمرود ، مىفرمود : اى پادشاه مغرورى كه مورد آزمايش قرار گرفتهاى من تو را بر نيانگيختم تا مال دنيا را روى هم جمع كنى و دعوت و نداى دادخواهى مظلومان را به درگاه من خاموش سازى ، كه همانا من هرگز نداى مظلوم را رد نمىكنم ، اگر چه كه كافر باشد . و مطلب ديگر آن صحائف اين بود : بر عاقل واجب است مادامى كه مريض و مبتلا به علّتى نگشته اوقات خود را به سه بخش تقسيم كند : بخشى كه در آن به مناجات با پروردگارش بپردازد ، بخشى كه نفس خود را محاسبه كند و در صنع و آفرينش الهى تفكر نمايد ، و بخشى كه نفس خود را از بهرهء حلال بهرهمند نمايد ، كه همانا اين بخش اخير مايهء تمايل و امداد نفس به پرداختن به دو بخش ديگر است و بر عاقل است كه در طلب سه امر باشد : كسب معيشت ، توشهگيرى آخرت و لذّت بردن از غير حرام .
--> [ 1 ] سوره بقره ، آيه 124 . [ 2 ] سوره زخرف ، آيه 28 .